Search This Blog

Loading...

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته ډېرخوشحال شوم چی تاسی هډاوال ويب ګورۍ الله دی اجرونه درکړي هډاوال ويب پیغام لسانی اوژبنيز او قومي تعصب د بربادۍ لاره ده


اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَا تُهُ




اللهم لك الحمد حتى ترضى و لك الحمد إذا رضيت و لك الحمد بعد الرضى



لاندې لینک مو زموږ دفیسبوک پاڼې ته رسولی شي

هډه وال وېب

https://www.facebook.com/hadawal.org


د عربی ژبی زده کړه arabic language learning

https://www.facebook.com/arabic.anguage.learning
There was an error in this gadget

Thursday, November 3, 2011

مسئله ذبح وقرباني



مسئله ذبح وقرباني

ذبيحه اهل كتاب وبوتل هاي سربسته يورپ
)اروپا(


ازلحاظ احكام كفار دوقسم است

)۱(   اهل كتاب        )۲(   عام غيرمسلم
۱ -   اهل كتاب اّن مردم است كه وجود خداوند ،ج، والهام و  وحي را قائل است وبه اّن نبي وكتاب نيز ايمان داردكه اسلام پيغمبري اوقبول ميكندكه بنابراين در دونيا صرف  دو قسم اهل كتاب ميباشد )۱(  يهود     )۲(  عيسوي
يهودبالاي حضرت موسي عليه السلام ايمان دارد وتورات كتاب خدارا ميدانند عيسوي هاحضرت عيسي،ع، رارسول واينجيل كتاب الله راميدا ننداګرچه اّنها نسبت پسر عيسي عليه السلام به خداوند ميكند وقراّن كريم به اين عقيده اّنهاخبرميباشد باوجود همه اين ها قراّن همرايش معامله نرمي نموده واّنها را  اهل كتاب قرار داده است .  براي حلال بودن ذبيحه اهل كتاب سه شرط ميباشد)۱(  ذبحه به طريقه اسلام باشد
)۲(  واقعاً نام خداوند ،ج، بالايش ګرفته شود اګرنام خداوند رانګيرد ونام ديګري رانيز در وقت ذبحه ذكر نكند يا نام حضرت مسيح ،ع،را بګيرد خوردن او حلال نيست
اينكه ذبحه كننده واقعاً اهل كتاب باشد يعني به  عيسي حقيقي والهام و وحي قائل باشد مطلب اينكه يهودي ياعيساي صرفاً به نام باشد ودر حقيقت دهري ميباشد ومنكر از خداوند ورسول ومذهب  ميباشد زيراكه  چنين افراد نه اهل كتاب ونه ذبيحه  او حلال ميباشدپس از نظر بالاي  تفصيلات معلوم ميشودكه عموماً ذبيحه اهل كتاب يورپ حلال نيست  زيراكه اّنها دهري وملحد در مذهب ميباشد الهام و وحي را منكر است بلكه بالاي عقايد تمسخر مي كندو شروع هستند كه به فكر اّنها ازين عقايد وهمي همه مردم جهان راخلاص واّزادكند.
بنابراين اميد كردن از چنين مردم كه دروقت ذبحه نام خداوند را ګيرند مشكل است واګردر اّنها صرفاً  به نام كسي مذهبي باشدپس اّنها حضرت مسيح عليه السلام را خداميدانند هويدا است دروقت ذبحه حتماً نام مسيح ،ع، را ميګرند ازين جهت در همه صورت هاذبيحه وي حرام ميباشد.
البته :اګركدام يهودي ياعيسوي خودش بګويند كه ذبيحه را به ګرفتن نام خداوند وطريقه شرعي ميكند پس خوراك او حلال ميباشد واين نيز ضرورنيست كه بره راست اطلاع دهند بلكه از طرف وي كسي ديګري غيري مسلم همين طورخبردهد وبراي تكذيب وي ثبوت واضح نباشد پس عمل كردن به چنين سخن نيز كافي ميباشدوجزئيه فقهي مثال اوميپاشد

من ارسل اجيراً له مجوسياًاوخادماًفاشترا لحماً فقال اشتريت من يهودي  اونصراني اومسلم وسعه اكله)۱( 
اګرفرستاد كسي مزدور خود مجوسي يا خادم وي وګوشت را خريداري كرد وګفت كه از يهودي يا نصراني يا مسلم خريداري كرديم  جواز خوردن  اش پيداميشود

 بنا براين اّن ذبيحه كه به  ممالك عرب مي اّيد وبالا ي يش نوشته كرده كه ))ذبح علي طريقه شرعي (( خوردن اوجائز ميباشد.
البته: اګرګمان غالب اين بوده كه اين صرفاً تحرير است وبه طريق شرعي ذبحه نشده پس خوراك اوصحيح نيست طوريكه در فتاوي  عالمګيري اّمده است .

مسلم اشتري لحماً فلما قبضه فاخبره مسلم ثقة انه قد خالطه لحم الخنزير لم يسعه ان ياكل
يك مسلمان ګوشت را خريدارى كرد وقتيكه قبض كرد يك مسلمان اعتبارى برايش خبر دارد كه ګوشت خوك را همرايش مخلوط كرده پس ګنجايش خوردن او نيست .

درحالات موجوده احتياطدراين است كه از ذبائيح يو رپ خصوصاً عيسوي ها خودرا نګاه ومحفوظ كرده شود

شكارتوپنګ


ذبحه به دوطريقه است يك طريقه ذبح جانور ميباشد كه در اختيار اّدمي باشد كه در اصطلاح فقه اين را ))ذبحه اختياري ګفته ميشود ((صورت دوم كه جانور از  اختيار بيرون باشد مثلاً جانور شكاركه ازدور تير اّ نداز شود اين را در اصطلاح فقهي ذبحه اضطراري ګفته ميشود كه در چنين قسم ذبحه )اضطراري(قطع كردن رګ هاي خاص ضرورنيست بلكه زخمي كردن شكار ميباشداګرپس ازاين درحالت حيات شكار در اختيارش بيايندپس قطع حلق ورګ ها نيز ضرور است اګر پس از كشيدن نفس اودر اختيار اّينداّن زخمي شدن كافي ميباشدواين شكارحلال ميباشد
درمعامله شكاراين سهولت خصوصي در قراّن وحديث ظاهراً وواضحاًمعلوم ميشود)۱(  ازين معلوم شد كه اّ ن جانور كه در اختيار باشد وتيراّ ندازشود حلال نيست زيراكه اينجا ذبحه اختياري ضروري است  البته:اين سوال پيدا ميشود كه هر وقتيكه جانور بي اختيار توسط شكاربه تفنګ مرده شود پس براي حلال شدن او اين كافي ميباشديانه ؟
درين مرد رعايت اين امر او صولي مناسب است كه اين شكار اګر از جهت زخم مرده شده بيدون شك حلال ميباشد اګريقين شد كه از جهت ضرب ) زدن( مرده شده بيدون شك حرام ميباشد اګر چه اّن چيزي كه بالاي اّن شكارزده شده زخم كننده باشد مثلاً كسي شمشيرخويش پشت شكارپرتاب كند وبه جاي تيز او طرف ديګر شمشير به شكار بخورندوشكار مرده شود
صورت سوم اينست كه در شكار نشانه ضرب  باشد وز خمي نيز ګرديده باشد ويقيناً معلوم نميشود كه از جهت زخم مرده ويا ازجهت ضرب ؟ دراين صورت فقهاء احتياطاً اين راحرام دانسته است)۱( نزدفقهاءقديم شكارتوپنګ حرام است زيراكه نفس  او اصلاً از جهت ضرب كشيده ميشود)۲(
البته : فرق زياد بين تفنګ هاي قدم وجديد اّ مده است علامه مرغيناني ،رح،مينويسدكه تفنګ زخمي كردن  نميكند بلكي ازجهت ضرب پاره كردن ميكند ))لانها تدق وتكسرولاتجرح (( وليكن درعصر حاضر ديده ميشود كه شكار تفنګ شديداً زخمي ميشود جسم اش ميشګافندوخون زياد از اوميرود  مرمي هاي عصر حاضربه شكل هاي مختلف ميباشد حالاً اين تحقيق كردن به كاراست كه شكارتفنګ ازجهت ضرب زدن  وپاره شدن جسم مرده ميشود كه از جهت شدت ضرب يك عضوه در ديګر داخل شود وپاره وزخمي شود كه اين صرحتاً حرام ميشود
مثال اين چنين است  كه يك كسي شكار را به تير بزنند ولي اين شكار از كوه ملاق بخورند و به زمين مرده برسد پس خوردن اش بخاطر جائز نيست كه چنين نشده باشد كه از جهت كوبيدن سنګ هاكشته شده باشد  طرف ديګري مسئله
 اينست كه صنعت ګولي اګر چه ظاهراً چنين جورشده كه جانور بالايش زخمي نميشود ليكن اګر از جهت شدت ضرب جسم اوپاره شود واين سبب مرګ او واقع شود مناسب است كه اين جانور حلا ل باشد مثال اش چنين است اګردستانه تير همراهي جانور تصادم  نمايد واّ ن را بشګافند پس خوراك اوحلال است ))الهدايه ج ۴ ص ۴۹۶ ((لهاذا عمل بالاي فتواي علما بيد شود كه شكار تفنګ حلال نباشد ليكن ضرورت اين سخن ميباشد كه از ماهرين عصر حاضر معلومات وتحقيق كرده شود اګر اين ثابت شود كه مرګ شكار ازجهت ضرب نيست بلكي از جهت زخم ميباشد پس بالاي اين  نظريه ثانياً بايد نظر اندازي  شود

مسئله قرباني ګاو


نسبت به جانور هاي ديګر احترام وتقدس ګاو از قديم در اقوام مختلف جريان دارد ذكر ګاو پرستي وګمراهي بني اسرائيل در خود قرانكريم اّمده چنانچه دراقوام قديم   قوم )عمالقه(به اين ګمراهي مبتلي بوده درهندو ها اولاً تصور عزت واحترام ګاو موجود نبوده ليكن اّهسته آّهسته درجه خداي برايش داد ابوريحان البدولي دروقت سفربه هندوستان خيالات هندو وصفائي  وعزت ګاو اّنها را تفصيلاً ذكر نموده)۱(
سوال اين پيدا ميشود كه در هندوستان قرباني ګاو يا ذبحه او يك مسئله حساس وجذباتي ميباشد پس براي مسلمانها چه به كار است اّ يا بالاي اين عمل كردن مناسب است كه قرباني وذبحه را نكند ويا مخالفت اين ضرور ميباشد.
دراين سوال تفصيل مجوداست ازيم حقيقت انكار كرده نميشود كه دراسلام ګوشت ګاو حلال است ذبحه وقرباني او نيز جائز است بالاي اين امر اجماع امت واتفاق ميباشد)۲( درقرانكريم درالفاظ واضح اين ذكرشده كه ګوشت ګاو حلال ميباشد. 
به روايت ازحضرت عائشه ،رض،خود رسول الله ،ص،ګوشت راخورده است واز  او ،ص،قرباني ګاو نيز ثابت شده است چناچه ازحضرت عبدالله ابن عباس رويت شده كه يكباروقتيكه مابا رسول الله )ص( بوديم وعيد قربان اّمد پس مايان در قرباني ګاو شريك شوديم  وهم چنين از حضرت جابر )رض( روايت شده كه رسول الله )ص(  قرباني يك ګاو را ازطرف هفت نفر كافي دانسته است ليكن همراهي اين رسول الله )ص( به اين پاي فشاري نكرده كه حتماً ذبحه وقرباني اين ضرور و واجب ميباشد بلكه در درجه  استحباب نيز ثابت نميشود ازين جهت مايان از روي شريعت  اينرا صرف مباح وجائز ګفته ميتوانيم .
ازينجا اين سوال پيدا ميشود كه به ممانعت اين طور اصول عمل كردن ومنعه نمودن اين طوراجتماعي ودائمي صحيح است يا نه  درين سلسله دو اصل است  كه نه كردن عمل بالاي اّن طور جداګانه سخن جداميباشدقبول كردن اوبه شكل  اجتماعي واصولي صحيح نيست ذبيحه از جمله شعائر دين ميباشد طوريكه رسول الله )ص( ميفرمايد.  

من صلي صلاتنا واستقبل قبلتناواكل واكل ذبيحتنا فذالك المسلم الذي له ذمت الله ورسوله فلاتخفرواالله في ذمته)۱(
كسى كه همچو مايان نماز خواند به قبله مايان روى كرد ذبيحه مارا  خورد پس اين مسلمان است .  كه برايش ذمه وارى خداوند) ج ( و رسول او ميباشد پش شما درعهدو ذموارى خداوند زيادت نكنيد

درين جاحلال دانستن ذبيحه مسلمين وخوردن او علامه خاص اسلام ګفته شده بلكه ذكراين قبل از نماز  وروي كردن به قبله صورت ګرفته كه صراحتاً شعائر اسلامي ميباشد در همچو مملكت هندوستان ضرورت اين زياد محسوس ميشود از جهت اينكه در اين جا قوم هند كشتن ګاو را از لحاظ اعتقاد ومذهب حرام ميداند اګردرين اين پابندي قبول شود نه تنها ضياع شعائر اسلامي  بلكه قبول كردن يك شعائر غير اسلامي ميباشد .
پس هروقتيكه اسلام درمورد شعائر ديني بسيار حساس وغيرتي ميباشد ودرين مورد مذاهمت كمي را قبول كرده نميتواند  ازين جهت فقهاء همراي چنين مردم حكم جهاد داده كه به شكل اجتماعي ترك نماز وجماعت نمايد زيراكه چنين مردم نه تنها تاركين عمل مسنون ميباشد بلكه فراراز اّن علامات ديني ميباشد كه زريعه معرفت وظاهر كردن اسلام ميباشد
ديګر اينكه به چنين شكل كشيدن خط بطلان بالاچيزيكه اسلام نه تنها اّنرا  اجازه داده بلكه عمل خود پيغمبر )ص(بالاي اوثابت شده زاين نيز صحيح نيست وفقهاء اينرا)ايجاب مباح( ګفته است اّن چيز ها ئيكه قراّن وحديث اّنرا اجازه داده ،درين ازروي شريعت بعضي بهتر ومطلوب ميباشد واّ نيكه ذريعه كدام سخن جور ميشود او نيز پسنديده و مطلوب ميباشد مثلاً تعداد ازدواج كه ذريعه افزايش نسل وعفت وعصمت ميباشد ياتجارت كردن كه خدمت كردن مردم ومسلمين ميباشد چنين احكام نه ازلحاظ جداګانه خالص جائز است كه كردن ونه كردن او برابراست ليكن در انداز اجتماعي مطلوب است . 
بعضي امور چنين است كه شريعت از جهت ضرورت اّنرااجازت داده است ليكن اجازت مبني در محض ضرورت ميباشد ورنه اصلاً نا پسنديده ونا مناسب ميباشد مثلاً طلاق كه درنظرخود شريعت ناپسنديده است. چنين احكام از لحاظ جداګانه جائز است وليكن از لحاظ اجتماعي حفظ كردن خود ازين درشريعت مقصود ميباشد از نظائر شرعي معلوم ميشود كه اګر چنين مباحات به شكل عام اختيار شود واستعمال قانون به شكل غلط شروع شود پس ازجهت مسدود بودن اين حكومت صلاحيت تحديد دارد چنانچه حضرت عمرفاروق )رض(در دور خلافت خويش بالاي طلاق مغلظ دوره داده است مګراين احكام را باطل وكاالعدم قرار داده نميتوانيم ونه اختيار اين معاملات از افراد شلب كرده ميتوانيم كه طلاق بي جاي بي اثر ګشتانده شود واين نيز كرده نميتواميم كه از شوهر ها اين حق سلب شود البته :بالاي اين تحديد كرده ميتواند وبعضي احكام چنين ميباشد كه از نګاه شريعت نه پسنديده ونه ناپسنديده است اين چنين كه به اعتبار ذات خودسخن نميشود كه شريعت اّن راتحسين ويا مذموم نمايد
مثلاً كشتن ګاو كه اباحت اين ازنص ثابت شوده واشاره بهتر بودن يا نا بهتر بودن ازين معلوم نشده بالاي چنين احكام درحالات عامه پابندي عمومي صحيح نيست)۱( قبل ازاّوردن اسلام اهل كتاب از جان خويش بعضي اشياء را حرام كرده بودكه قراّنكريم از وبه ))اسرار واغلال (( تعبير نموده ومذمت اّنرا قراّنكريم چنين بيان نموده .



مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ

)  اعراف آيه ۳۲ (
انانيكه حرام كرده زينت خداوندكه براى بندګان خويش خارج كرده و زرق پاك او را

از حضرت عبدالله بن عباس )رض( روايت شده كه اين اّ يات در مورد اّ ن مردم نازل شده كه بالاي خويش ګوشت ،روغن،پيه )چربي(حرام كرده بود ابن زيد ميفرمايد كه بعضي مردم ګوشت  بز شير و روعن او بالاي خود حرام كرده بود كه اين اّيات بخاطراّنهانازل شده .
عبد ابن حميد، ابن جرير، وابن حاتم از حضرت قتاده نقل ميكند كه دراين اّيات مذمت اّن مردم جاهليت بيان شده كه بنام هاي معبودان وخدايان فرضي خويش چهارپاي را ترك ګفته بوده وبالاي خود حرام كرده بود  بنابرهرتقدير شان نزول اين اّيات باهر واقعه ايكه مرتبط باشد وليكن نزول اين در چنين موقع شده كه مردم بالاي خود اشياي حلال را حرام كرده بود در اينجا ممكن اين سوال پيداشود كه مذمت ايكه در قرانكريم بيان شده از اّ ن تحريم است كه از لحاظ عقيده باشد ليكن اګر از طرف حكومت بالاي او پابندي صورت ګيرد پس اين پابندي را بالايش نميكند كه از لحاظ عقيده نيز حرام بدانيد ليكن چنين شبهه وسوال  از دو جهت غلط ميباشد
)۱( قرانكريم مذمت تحريم را نموده  يعني فرق اعتقادي وعملي را نكرده مطلب اينكه طوريكه تحريم اعتقادي مذموم است هم چنين تحريم عملاً مذموم است
)۲( دراّ يت ديګر قرانكريم كه يك چيزي مباح را صرفاً عملاً بالا ي خود حرام نمايد نيز غلط تلقي كرده طوريكه رسول الله )ص( مخاطب كرده ميفرمايد.


لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضات ازواجك
اى نبى چيزهاى حلال خداوند را بخاطر خوشحالى ازواج بالاى خود حرام ميګردانيد. 


ابن سعد،عبدابن حميد، امام بخاري وابن منذر ازحضرت عائشه نقل ميكند كه رسول الله )ص( همراهي زوجه  مباركه حضرت ذينب بنت جحش يك اندازه توقف ميكرد و همراهش عسل ميخورد حضرت عائشه ميفرمايد كه ما و حضرت حفصه )رض( يك روز قبل بالاي اين سخن اتفاق كردم وقتيكه صبح  رسول الله )ص( به طرف ما بيايند برايشان  ميګويم كه از دهن  مبارك شما بد بوي چيزي مي اّ يد، اّيا شما انرا خورده ايد صبح وقتيكه برايش ګفته شود وي فرمود  كه چنين نيست   ماهمراهي بي بي زينب  عسل خورديم كه باز اّ ن را نميخوريم كه درين موقع اين اّيات نازل شد.
ابن منذر ،ابن ابي حاتم وطبراني وابن مرويه نيز اين حديث را  از حضرت عبدالله ابن عباس روايت كرده  ليكن در روايت حضرت ذينب بنت جحش ذكرعسل خوردن به طرف حضرت سوده )رض( شده)۱( حاصل اين شود كه طوراصولي  تسليم كردن ممانعت اين قطعاً صحيح نيست البته : ازجهت خطر فتنه بند كردن  او طور مفتي جائز است طوريكه در يك اّبادي در وقت خاص ازين جهت  واقع شدن فتنه باشد ليكن كه  حيثيت اين جزوي و انفرادي باشد.

كشيدن پوست ذبيحه قبل از سرد شدن


درعصر حاضردر مسلح چنين ميباشد كه جانور سرد نشده پوست اّن كشيده ميشود كه اين مكروه است زيراكه بيدون فايده براي او تكليف ميرسد.
وكره كل تعذيب بلا فائدت مثل قطع الرءس والسلخ قبل ان تبرد اي تسكن عن الا ضطراب)۱(
البته : هر وقتيكه ذبيحه شرعي تكميل ګرديده خوردن ګوشت او حلال ميباشد .




No comments:

Post a Comment

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

ښه انسان د ښو اعمالو په وجه پېژندلې شې کنه ښې خبرې خو بد خلک هم کوې


لوستونکودفائدې لپاره تاسوهم خپل ملګروسره معلومات نظراو تجربه شریک کړئ


خپل نوم ، ايمل ادرس ، عنوان ، د اوسيدو ځای او خپله پوښتنه وليکئ


طریقه د کمنټ
Name
URL

لیکل لازمی نه دې اختیارې دې فقط خپل نوم وا لیکا URL


اویا
Anonymous
کلیک کړې
سائیٹ پر آنے والے معزز مہمانوں کو خوش آمدید.



بحث عن:

البرامج التالية لتصفح أفضل

This Programs for better View

لوستونکودفائدې لپاره تاسوهم خپل معلومات نظراو تجربه شریک کړئ

MrAbohisham's Channel

هډه وال کے ایس ایم ایس اپنے موبائل میں حاصل کرنے کے لئے اپنا نمبر لکھ کرسائن اپ کردیں پھر آپ کے نمبر میں ایک کوڈ آے وہ یہاں لکھ لیں




که غواړۍ چی ستاسو مقالي، شعرونه او پيغامونه په هډاوال ويب کې د پښتو ژبی مينه والوته وړاندی شي نو د بريښنا ليک له لياري ېي مونږ ته راواستوۍ
اوس تاسوعربی: پشتو :اردو:مضمون او لیکنی راستولئی شی

زمونږ د بريښناليک پته په ﻻندی ډول ده:ـ

hadawal.org@gmail.com

Contact Form

Name

Email *

Message *

د هډه وال وېب , میلمانه

Online User